أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

225

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

شماره‌هاى 47 - 50 يكى شده‌اند . ( 2 ) . فلفل ابيض شمارهء 789 ( يادداشت 20 ) كه اين جمله در آنجا به‌طور كامل درج شده است . 51 . اسحل 1 - ؟ اين چوبى است كه با آن دندان‌ها را تميز مىكنند . انگشتان نرم و ظريف را به آن [ اسحل ] تشبيه مىكنند . [ شاعر ] مىگويد 2 : « گرفت با انگشتان ظريف و نرم همانند * كرم‌هاى 3 ظبى 4 يا خلال دندان اسحل ( 1 ) . اسحل در منابع مشهور داروشناسى نوشته نشده و نسخهء فارسى آن را حذف كرده است . ابو حنيفه در اثر خود يك صفحه و نيم را به توصيف آن اختصاص داده است . او مىگويد كه اين درختى شبيه « اثل » ( نوعى گز ، نك . شمارهء 15 ) است و همانند « اثل » تنومند مىشود . كسى آنها را نمىشناسد و تمييز آنها از يكديگر دشوار است ؛ ابو حنيفه ، 2 . برطبق عيسى ، 20 57 ، اين Cordia myxa L . - سپستان است . ( 2 ) . برطبق ابو حنيفه ، 2 ، اين شاعر امرء القيس است . ( 3 ) . اساريع جمع اسروع - كرم‌هاى سفيد با سر سرخ كه در شنزارها ديده مىشود ، لسان العرب ، VIII ، 153 ، نك . شمارهء 57 . ( 4 ) . ظبى - نام دره‌اى در تهامه ، لسان العرب ، VIII ، 153 . 52 . اسقنقور 1 به سريانى حردانا دنيلوس 2 [ ناميده مىشود ] . اين حيوانى شبيه ضبّ 3 است . آن را از نيل مصر مىآورند . آن [ اسقنقور ] بهترين به شمار مىآيد كه در روزهاى جفت‌گيرى در بهار شكار شده باشد و بهترين بخش بدنش شكم * و ناف 4 است . [ اسقنقور ] تازه نه‌چندان شور ، سودمندترين است اما نمك سود و خشك آن ، تنها جزئى از نياز را برآورده مىسازد . 5 ديوسكوريد مىگويد : اين تمساح دشتى 6 * * است و در هند و مصر يافت مىشود . نوعى [ اسقنقور ] وجود دارد در درياى سوف يعنى البردى و آن درياى قلزم است . 7 در لوذيا تا موريتانى 8 ، نيز در ديگر جاها ديده مىشود . نوع و شكل همهء آنها يكسان است . اين سخنان [ ديوسكوريد ] به وجود [ اسقنقور ] در درياى روم گواهى مىدهد زيرا جاهاى نامبرده به اين دريا نزديك‌ترند تا به درياهاى ديگر .